السيد موسى الشبيري الزنجاني

6834

كتاب النكاح ( فارسى )

كه در سند كلينى در « كافى » در يك طريقش سهل بن زياد و در طريق ديگرش ابراهيم بن هاشم است و سهل بن زياد تضعيف شده و ابراهيم بن هاشم هم توثيقى نداشته و فقط ممدوح است ؛ عبارت كلينى چنين است : « عدة من اصحابنا عن سهل بن زياد و على بن ابراهيم عن أبيه ، جميعا عن احمد بن محمد بن ابى نصر . . . » . راه‌هاى تصحيح سند روايت بزنطى راه اول : اثبات وثاقت ابراهيم بن هاشم وثاقت ابراهيم بن هاشم در نزد متأخرين مورد تسلم است و بلكه او از اجلاء ثقات است ؛ چرا كه براى اثبات وثاقت اشخاص نيازى به تصريح به « ثقه » بودن نيست و الا حتى روايات صدوق را هم نبايد بپذيريم ؛ چرا كه نجاشى و شيخ از او تعبير به « ثقه » نكرده‌اند ، پس يك راه هم براى كشف وثاقت ، روش عملى بزرگانى مثل شيخ در اعتماد به اشخاص است و همانطورى كه شيخ در هيچ موردى نگفته است كه فلان روايت صدوق را قبول نداريم ، در مورد ابراهيم بن هاشم هيچ يك از اصحاب اشكالى نكرده‌اند و بلكه كلينى كه كتابش را مشتمل بر آثار صحيحه از اخبار صادقين عليهم السلام مىخواند ، عمده شيوخ او على بن ابراهيم است كه قريب به اتفاق رواياتش از پدرش ابراهيم بن هاشم است و علاوه بر اينكه بعضى از بزرگان مثل ابن طاووس ضمن تصريح بر وثاقت او - ظاهرا - ادعاى اتفاق هم بر آن كرده است . و البته حدس مىزنم كه ، اين نه به خاطر دست يافتن او بر كتابى غير از كتاب‌هاى رسيده به دست علامه ، بلكه به خاطر ديدن همين اعتماد توسط اصحاب بر ابراهيم بن هاشم مىباشد . به اضافه اينكه مدحى كه در مورد او وارد شده است كه « اول من نشر احاديث الكوفيين بقم » مقتضى وثاقت است ؛ چرا كه كسى كه مورد وثوق نباشد ، چگونه مىتواند در مثل قم كه راجع به حديث اهتمام زيادى داشته‌اند نشر حديث بنمايد ؟ !